مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )

28

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )

گشتم به گنه دلير كز رحمت تو * دانم به يقين كه جز نگوئى نايد به زمين برد فرو * خجلتم از عصيان آه جاى رحم است به * قارون گنه وارحماه هر چند ره عشق بلا پر دارد * با دل چكنم كه مدّعا پر دارد خالى نشود سرم زسوداى بتان * اين كاسهء سر نگون هوا پر دارد اين نشأهء فانى كه محلّ گذر است * دل بسته به او كسى كزو بى خبر است تا در بدنى تو هستيت پيدا نيست * تا در خاك است دانه خاكش بسر است مژده گر اين است كه ما ديده‌ايم * در نظر اهل جهان ديده‌ايم مجنون توام خانه به صحرا دارم * و از اشك كنار جوى دريا دارم ترسم كه تو را به من نباشد يارى * گر تو زمنى من ز كه پروا دارم به پاى مركب جبريل بخشش جان است * در اين سرا ز كف جود تو عقل حيران است عاقبت اشك سحرگاه بكارم آمد * اين جگر گوشه چه وقتى بكنارم آمد در بندگى اخلاص عمل در كار است * هر بنده كه مست اوست او هوشيار است